امام جمعه سردشت
قلب خود را بگونه ای در اختیار خدا قرار دهید همانند میت که در دست غسال است
ماموستا محمد واوی اظهار داشت: چون شوینده میت با میل خود او را این رو و آن رو می کند و هیچ اختیاری ندارد یعنی قلب خود را بگونه ای در اختیار پروردگار بگذارید و به هر آنچه خدا مصلحت میداند قانع و تسلیم او باشید و ممطمئنا خداوند شر شما را نمی خواهد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت آذربایجان غربی ، نماز جمعه این هفته شهرستان سردشت به امامت ماموستا محمد واوی اقامه گردید.

ماموستا واوی در خطبه های نماز جمعه این هفته در جمع نمازگزاران سردشتی با اشاره به حادثه آتش سوزی بازارچه اصغری مهاباد ، اظهار داشت: در این حادثه حدود ۷۰ مغازه در آتش سوخت که ضمن دعای خیر برای زیان دیدگان إن شاء الله خداوند جبران خسارات را خواهد کرد. همانگونه که مردم ایران اسلامی در مواقع زلزله ، آتش سوزی ، سیل و … به کمک مردم حادثه دیده می شتابند انتظار می رود مردم با کمک به مغازه داران پاساژ اصغری اقدام کنند در شهر سردشت نیز عده ای و علی الخصوص گروه خیرخواهان آلان برای این امر مهم اعلام آمادگی کرده اند برای نمونه زنی پس اندازه چند ساله خود را که چهار ربع سکه است اهداء نموده است.

خطیب جمعه با اشاره به اینکه کرونا هنوز تمام نشده ، افزود: خیلی از شهرها دارد به حالت معکوس برمیگردد یعنی احتمال دارد محدودیتها دوباره به زرد و نارنجی و حتی قرمز برگردد. امید است به این مرحله نرسیم و پروتکل های بهداشتی را رعایت نمائید.

واوی توکل بر خدا را عبادت قلبی و ارتباط با او ذکر کرد و گفت: اگر انسان احساس کنید مریض بدون مراجعه به دکتر و مصرف دارو بهبود یابد ، اگر انتظار داشته باشید دانش آموزی بدون خواندن درس قبول شود ، اگر احساس کنید در منزل بنشینید و کاری انجام ندهید رزق و روزی از آسمان ببارد ،  معنای توکل بر خدا را نفهمیده است. امید بخدا هیچ ارتباطی با اعضاء ندارد تمام اعضای بدن انسان تلاش میکنند تا قلب نیز همراه با اعضای بدن یکی گردد و در راه خدا قدم بردارد.  پس کارگر ، کشاورز ، کارمند و هرکس که باشد همراه با کار و تلاش باید ارتباط مستقیم با خدا داشته باشند و او را حامی و پشتیبان خود بداند . انسان در طول زندگی خیلی از مشکلات را می بیند و تا امکانات بیشتر باشد گرفتاریها زیادترند. گاها ناامیدی و یأس به گونه ای به انسان سرایت می کند که حتی از جان خود مأیوس می شود اما از نام های باریتعالی رحمان ، رحیم ، غفور ، حی و … است که هرکدام از این نامها درسی به انسان میدهد ، یکی از نام های مبارک خداوند وکیل است یعنی اگر انسان این ذات مبارک را وکیل خود قرار دهد و امورات خود را به آن محول کند در زندگی دچار مشکلات نخواهد شد و اگر هم دچار شود شما را از دین و دنیا محروم نخواهد کرد. خداوند میفرماید: “قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ” بگو: خداوندا! تو صاحب فرمان و سلطنتى. به هر کس (طبق مصلحت و حکمت خود) بخواهى حکومت مى‌دهى و از هر کس بخواهى حکومت را مى‌گیرى و هر که را بخواهى عزّت مى‌بخشى و هر که را بخواهى ذلیل مى‌نمایى، همه خیرها تنها به دست توست. همانا تو بر هر چیز توانایى. خیلی اوقات انسان با داشته های خود مغرور می شود و فکر نمی کند خدای با چنین قدرتی که در آیه ذکر شد وجود داشته باشد.

فردی نقل کرد رفیقی داشتم خیلی ثروتمند شده بود حتی نزد دوستان خود اقرار کرده بود اگر صدسال دیگر کار نکنم باز هم این ثروت تمام شدنی نیست و حتی پا را از این هم بالاتر برده بود و میگفت خدا هم نمی تواند مرا فقیر گرداند بعد از مدتها از رفیقش پرسیدم این آقا چه بر سرش آمد گفت: بخدا اکنون بعلت بدهی جرأت بیرون آمدن از خانه را ندارد و به این وضعیت دچار شده است پس امید بستن به اسباب لازم است باشد اما در پناه آن قلب باید ارتباط با خدا داشته باشد.

امام جمعه تأکید کرد: خداوند راه را برای انسان باز می کند اگر نگاه کنید خیلی از جوانان با تحصیلات عالی فارغ التحصیل شده اند و بیکار هستند و اکثر دختران تا امروز زمینه ازدواج برای آنان فراهم نشده و متوسل به این و آن خواهند شد و هزاران نمونه دیگر. لذا زمانی که خداوند دری را بر روی انسان می بندد هفت الی هشت در دیگر را بر رویش میگشاید. ولی برخی اوقات انسان از عظمت خداوند هیچ چیزی درک نمی کند و با جهل و نادانی میگوید چرا خدا مرا مریض و زمینه ازدواج را فراهم نمی کند و فاقد شغل و غیره هستم و هزاران سوال که به ذهن انسان خطور میکند. کودکی که متولد می شود در شکم مادر چگونه به او تغذیه میرسد از راه خون و ناف که ارتباط مستقیم با مادر دارد و ۹ ماه از رحم مادر تغذیه می نماید اما به محض خارج شدن از رحم ، قابله تنها راه ارتباط روزیش را قطع می کند ولی خداوند در دیگری برای او می فرستد و از پستان مادر تغذیه می کند بعد از دو سال با هزاران زحمت از این نعمت که شیر مادر است محروم میگردد و در عوض خداوند چهار در دیگر بر روی او میگشاید دوتا خوردنی و دوتا آشامیدنی ، یکی از طریق گیاه و دیگری از طریق گوشت که توانایی هضم آن را دارد و آشامیدنی آب و شیر گاو و گوسفند. قطعا زندگی انسان رو به پایان است وزمانیکه به او بگویند فلان ساعت خواهید مرد چقدر ناراحت خواهد شد اما در این انسان ایمان دار  نگران نیست چون اگر دنیا را بر روی او بندد هشت در بهشت را بر روی او  خواهد گشود و در زندگی ابدی قرار خواهد داد . پس خداوند درها را بر روی انسانها باز می کند .

واوی افزود: قلب خود را بگونه ای در اختیار خدا قرار دهید همانند میت که در دست غسال است چون شوینده میت با میل خود او را این رو و آن رو می کند و هیچ اختیاری ندارد یعنی قلب خود را بگونه ای در اختیار پروردگار بگذارید و به هر آنچه خدا مصلحت میداند قانع و تسلیم او باشید و ممطمئنا خداوند شر شما را نمی خواهد اگر تنگدست ، فقیر و تهیدستی ، مریضی و … هستید فکر کن همه آنها مصلحت شماست. انسان با ایمان و بی ایمان چگونه امتحان می شود کسی که شغلش را از دست داد و مریض و دچار ناامیدی شد مادامی که ایمان داشته باشد و بگوید خدا را دارم و بس دارای ایمان کامل است . اما اگر ایمان نداشته باشد حتی منجر به خودکشی از طرق مختلف خواهد شد چون درها را بر روی خود بسته می بیند.

وی امید داشتن به خداوند را زیربنای ایمان ذکر کرد و گفت: همانگونه که خدا داستان حضرت ابراهیم را بیان میکند ابراهیم بت شکن به تنهای یک امت بود خداوند در قرآن میفرماید:”قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیَانًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ “گفتند: باید بر او آتشخانه‌ای بسازید و او را در آتش افکنید. اما ابراهیم ایمان و اعتقاد راسخ به خدا داشت و او را وکیل خود می دانست و خدا میفرماید: «قُلْنا یا نارُ کُونِى بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ»  گفتیم خطاب به آتش که اى آتش ، باش سرد و سلامت بر ابراهیم. پیامبر اسلام در اوج ظلم و ستم که از سوی قریش میشد در یکسال دو عزیز خود (ابوطالب و خدیجه) را از دست داد درست زمانی که به آنها نیاز داشت چرا؟ تا به او بفهماند مهر و محبت پروردگار است انسان را وادار میکند اسباب و مسببات را میگیرد تا بیشتر رو بخدا کند لذا حامی و پشتیبان انسان عمو ، همسر ،  برادر و خواهر و ثروت و سامان و شغل نیست بلکه خدایست که آنها را از تو ستاند و در آن هنگام به خدا پناه ببرید و شکرگذار باشید. نقل میکنند پادشاهی مریض شد ولی طبیبی حاذق داشت به پادشاه گفت: برای مداوای شما باید تمام خون این جوان به بدنت تزریق گردد تا شفا یابید و آن جوان هم خواهد مرد حاکم از قاضی کشور استفتاء میکند قاضی نیز فتوا میدهد که بلامانع است جوانی را پیدا میکنند که پدر و مادر فقیر دارد و محتاج مخارج روزمره هستند که در مقابل پول راضی می شوند جوان را نزد پادشاه ببرند تا انتقال خون از بدن جوان به پادشاه منتقل شود جوان با چشمان خود مرگ را مشاهده میکند اما زیر لب از خدای خود طلب دعای میکند در این هنگام تن پادشاه به لرزه در آمد و احساس کرد جوان چیزی را زمزمه کرد از او سوال میکند و او را قسم میدهد که چه چیزی گفتید که اینگونه بدن من لرزید؟ گفت پدر و مادر من به پول محتاجند با فوت من آنها به پول خود خواهند رسید ، قاضی در این مملکت محتاج مقام است و به آن خواهد رسید ، پزشک محتاج شهرت است با اینکار به شهرت خواهد رسید و پادشاه احتیاج به جان و زندگی دارد که با خون من حیات دوباره خواهد یافت ، اما من چی؟ در این بین هیچ چیز به من نمی رسد تا به آن امیدوار باشم در دل خود از پروردگار طلب کمک کردم چون تنها و بی کس بودم و تنها خدا را فریادرس خود می دانستم. پادشاه گفت از مرگ خود پشیمان نیستم و از مرگ استقبال میکنم چون زندگی که با فدا کردن جوانی باشد قبول ندارم و از کار خود پشیمان شد ولی با طلب دعای جوان از پروردگار پادشاه و جوان نجات یافتند. پس انسانها در هر زمان و مکان که به خدا پناه ببرند خدا به داد آنها خواهد رسید.  از حکیمی پرسیدند چرا دائما خوشحالید گفت آنچه باقی نمی ماند به آن دل نمی بندم چون آخرین روز من یک راز است و نگران آینده نیستم که فردا چه چیزی سر راهم قرار میگیرد و چه چیزی تقدیر من است دیروز به خاطره تبدیل و حسرت آن را نمی خورم امروز را مانند هدیه خدا نگاه و از آن استفاده می کنم . مشکلات دنیوی در سر راه اگر باشد قبول می کنم و مانند نعمتی از جانب پروردگار روی چشم مینهم چون سختی زندگیست و سنگ را تبدیل به الماس میکند پس اگر خدا مرا فقیر ، مریض و یا دچار مشکل میکند مرا در کوره تجربیات داغ تر و مجرب تر و آماده تر می نماید لذا به خدای خود ایمان و اعتقاد دارم و زندگی خود را به او می سپارم و هر آنچه را مقدر نماید با جان و دل میپذیرم برای اینست همیشه در زندگی ام خوشحالم.

انتهای پیام

فهرست